برای سال ۸۸ تصمیم هایی دارم و قصد کارهایی دیگر نه از جنس ۸۷....
گاهی وقت ها خیلی دوست دارم چند وقتی تنها باشم و گذشته ام را مرور کنم.... البته این فرصتها فقط شبها بوجود میاد
این هم ذکر حال و روز این روزها :
كرم ابريشم كوچك من
خانه ي تازه تو مبارك
آخرش بافتي پيله ات را
بال تازه، دل نو مبارك
آن لباس قديمي پاره
ديدي اندازه قد تو نيست
ديگر آن را نبايد بپوشي
واقعا اينكه در حد تو نيست
آن خود كهنه ات را رها كن
بي خيالش بيا زود بيرون
يك خود تازه تر آن طرف هاست
آن طرف، پشت آن بيد مجنون
بعد از اين آسمان پيله ي توست
ابرها را تو پيراهنت كن
زودتر وقت اصلا نداريم
بال هاي نوات را تنت كن
وعده ما همان جا كه گفتي
پشت دروازه هاي شهر جادو
منتظر باش دارم مي آيم
واي رفتي! ولي بال من كو؟
تو برو، من ولي كار دارم
بال پروازمن پاره پاره است
باز بايد ببافم خودم را
پيله كوچكم نيمه كاره است
به بهانه ارسال يك پيامك از يك سازمان با مسؤول روابط عموميش كه دوست صميمي هستيم پيام هاي زير رد و بدل شد. اين سازمان نوعا كار فرهنگي مي كنه. نمي دونم شايد مطالب زير چيزي رو نشون نده ولي به نوشتنش مي ارزه.
پيامك سازمان : حسين عليه السلام آموزگار بزرگ شهادت است/مقام معظم رهبري
من: به جاي اين پيامهايي كه هر سازماني مي زند بزن امام حسين علي السلام شيوه مبارزه با زر و زور و تزوير را به ما آموخت كه منتهاي اين راه شهادت است.
او: سلام قبول دارم اما اجازه بده هنوز اول راه است برادر! آرام آرام
من: در جايي اول راه است كه شما فرصت ديگري داشته باشي!
او: غصه نخور راهي كه ما در آن قرار گرفته ايم رهروان زيادي دارد
من: بعدازظهر عاشورا خيلي ها كه اين حرف را زده بودند در حسرت شهادت ماندند و ديگر راه پس و پيش نمانده بود!
او: منظورم اينست كه ما هنوز در مدينه هستيم مهم اينست كه تا كربلا راه بسيار است . در درون صبر انقلاب هم هست.
من : خودتو اينقدر اذيت نكن ما همه محافظه كاريم خلاص! مثل اونايي كه تو مدينه بودن و مي گفتن اين جنگ جنگ قدرته ما به پيامهاي كلي اكتفا مي كنيم تا وضعيت روشن بشه!
....
بعدش ديگه نه اون پيامي فرستاد نه من. اما سوالهاي زيادي در ذهنم نسبت به فهم ما از كار فرهنگي و عملكردها شكل گرفته بود و نيز عدم درك همين جمله رهبري توسط كسانيكه بايد محقق كننده اون باشند.
و این سوال بسیار جدی است که چه شد کار مسلمان و مسلمانی بدین جا کشید؟
فتامل!
به جوونا خوب دقت کن خودآگاهی هم مرده است..؟؟!!
به قبرستون یه سری بزن و مردم و ببین. مرگ آگاهی هم مرده است...؟؟!!
تنها چیزی که بهش میشه امید داشت و بین همه مشترکه و شاید حس ترحم رو برانگیزه و کاری بکنه دردآگاهیه فعلا...
تا اینم نمرده دریابیمش...!!!
فتامل!
در نسبت فرهنگ و فرهنگيان و ....
اين نوشته مربوط به يك نويسنده در يكي از كشورهاي همسايه است و اصولا مربوط به ما نمي شود. صاحب وبلاگ هر گونه ارتباط نويسنده يا مطالب را با وضعيت فرهنگي كشور رد مي كند و مسوليتي در قبال آن ندارد....!!؟؟
1. گفت با وجود اين سه گردن كلفت چرا كارهاي شما اينقدر كند پيش مي رود.
2. اصولا بين حيوانات گردن كلفت بسيار است اما در اينجا وجه تسميه كرگدن موضوعيت دارد. هم گردن كلفت دارد هم پوست كلفت!!؟؟؟
3. گفت چرا انحراف از اهداف دارين و اينقدر نسبت به اهداف بلند مدت دور شدين
4. كرگدن ها چون داراي چشمان ضعيفي مي باشند در صورت جابجايي چند سانتي متري هدف آنرا نديده و به راه خود ادامه مي دهند تا جايي كه مجبور مي شوند براي رسيدن به هدف كل راه رفته را بازگردند. حالا به چي برسند ...!!!؟؟؟؟
5. گفت كه خيلي كند شديم...
6. كرگدنها اصولا چون عظيم الجثه هستند حيوانات كندي مي باشند
7. گفت با شماها نميشه حرف زد و شما رو نصيحتي پدرانه داد تا بيت المال حفظ شود...
8. كرگدنها با اينكه حيوانات علفخوار مي باشند و از گياهان تازه استفاده مي كنند داراي خوي وحشيگري بالايي مي باشند. ضمن آنكه از شاخشان نيز نبايد غفلت كرد.
9. گفت نمي دانم چرا شماها را نمي شود تغيير داد و آدم صالحي بجايتان نشاند
10. كرگدنها در بين حيوانات دشمني ندارند، پوست كلفتي، شاخ و گردن كلفت آنها را از خيلي از خطرات حفظ مي كند. تنها دشمن انها گرسنگي است...؟؟؟!!؟؟
11. گفت نمي دانم شما چگونه موقعيت ها را تشخيص مي دهيد و صندلي ها رو بدست مي آوريد.
12. کرگدن ها دارای حسّ شنوایی و بویایی بسیار قوی هستند ولی داری چشمهای ضعیفی میباشند.
13. مابقي را خودتان بنويسيد
اما توجه داشته باشيد كه:
کرگدنها نه شکار میکنند و نه شکار میشوند. خوراکشان علفهای خودرو است و سیب ترش برایشان حکم چلوکباب دارد...
کرگدنها رو به انقراضاند و جز سوسکها تنها موجوداتی هستند که از عهد دایناسورها تا امروز دار وجود را تاب آوردهاند: صبور و منتظر و تنها و کمی افسرده.
